درین وبسایت نشرات، مقالات و دیدگاهای اتحاد مبارزان سوسیالیست را میتوانید بخوانید و اگر پیشنهاد، انتقاد و یا نظری دارید لطفا با ما شریک سازید.

انباشت سرمایه انباشت فقر

مطالب ترجمه شدهمطالب رسیده

برگردان: صالح | نویسنده: اولیور لویی

6/11/2025

آخرین گزارش آکسفام زیر عنوان «نابرابری» (Inequality Inc) نشان می‌دهد که پنج مرد ثروتمند جهان از سال 2020 تاکنون بیش از دو برابر ثروت خود را افزایش داده‌اند، در حالی که اکثریت قریب به اتفاق بشریت در حال فرو رفتن بیش‌تر و عمیق‌تر در فلاکت هستند. گروهی متشکل از 250 « ثروتمندان ارشد» که خود را «میلیونرهای میهن پرست» می‌نامند، از ترس سیستم خود، خواستار مالیات بر بخشی از دارایی خود برای تأمین مالی خدمات اجتماعی هستند. ما می‌گوییم: ما باید همه‌ی ثروت آن‌ها را بگیریم و یک جامعه کمونیستی برای همه بسازیم.

در حالی که سرمایه‌داران مطالبات دستمزد کارگران را به‌خاطر افزایش قیمت‌ها مقصر بدانند، گزارش آکسفام نشان می‌دهد که ثروت میلیاردرها سه برابر نرخ تورم رشد کرده است. دستمزد مدیرعامل از سال 1978 بیش از 1200 درصد افزایش یافته است، در حالی که دستمزد کارگران تنها 15.3 درصد افزایش یافته است. ثروت میلیاردرها به حدی رسیده است که اگر پنج مرد ثروتمند روزانه یک میلیون دلار خرج کنند، 476 سال طول می‌کشد تا پول نقد شان تمام شود!

در حالی که ثروتمندان سرمایه نجومی اندوخته‌اند و از زندگی فوق‌العاده لذت می‌برند. 800 میلیون کارگر در سراسر جهان مجموعاً 1.5 تریلیون دلار آمریکای را در دو سال گذشته از دست داده‌اند که معادل دستمزد یک ماهه است. سطح فقر در فقیرترین کشورها در حال حاضر بیشتر از سال 2019 است. نابرابری جهانی اکنون با نابرابری در آفریقای جنوبی، نابرابرترین کشور در جهان، برابری می‌کند. در واقع، نابرابری به سطوحی رسیده است که در تاریخ بشر بی‌سابقه بوده است. بر اساس گزارش آکسفام، پایان دادن به فقر با این نرخ، 230 سال طول می کشد؛ اما تنها ده سال دیگر، اولین تریلیونر دلاری جهان را خواهیم دید.

همانطور که مارکس خاطرنشان کرد: «انباشت ثروت در یک قطب در عین حال انباشت بدبختی، رنج و زحمت، بردگی، جهل، وحشی‌گری، انحطاط ذهنی در قطب مقابل است.»

کارگران در حال مبارزه و کارفرمایان در حال ترس

شکاف گسترده بین ثروتمندان و توده‌ها منجر به واکنش شدید در سراسر جهان شده است.

بر اساس این گزارش، اعتراضات مربوط به هزینه‌های زندگی در سال 2022 در 122 کشور و منطقه رخ داده است. در ایالات متحده، بیش از 7.4 میلیون روز کاری به دلیل اعتصابات در سال 2023 از دست رفته است که بیشترین میزان در یک ربع قرن گذشته است. از سال 2005، کانادا بیشترین روزهای کاری را از دست داده است.

با نگارش این مقاله، در حال حاضر اعتراضات گسترده کشاورزان در آلمان، فرانسه و هند ادامه دارد. ده‌ها هزار نفر اخیراً در آرژانتین در اعتراض به حملات علیه استانداردهای زندگی به خیابان‌ها آمده اند. لیست ادامه دارد.

این قیام، سرمایه‌داران را برای نظام خود ترسانده است. همان‌طوری که ابیگیل دیزنی، خواهرزاده والت دیزنی می‌گوید: «در طول تاریخ، این نوع وضعیت پیامد اجتناب ناپذیر نارضایتی شدید بودند.

در این شرایط است که ثروتمندان طرح خود را برای نجات از طریق مالیات بر ثروت ارائه کرده‌اند. با این حال، به نظر می‌رسد که آن‌ها نتوانسته اند از خود بپرسند: اگر آکسفام سال به سال این گزارش‌ها را منتشر می کند، چرا اوضاع برای اکثریت قریب به اتفاق جامعه بدتر می‌شود؟

کاپیتالیسم یعنی نابرابری

در سرمایه‌داری، کارگران نیروی کار خود را در ازای دستمزد یا حقوق، به سرمایه‌داران می‌فروشند. این یک انتخاب آزاد از جانب کارگران نیست؛ بلکه یک ضرورت برای بقا است، زیرا کارگران مالک ابزار تولید - کارخانه‌ها و محل‌های کار نیستند. در طول روزِ کاری، کارگران ارزش بیش‌تری نسبت به دستمزدی که به آن‌ها پرداخت می‌شود، تولید می‌کنند. این تفاوت که به‌عنوان «ارزش اضافی» شناخته می‌شود، جایی است که سود حاصل می‌شود.

میلیاردرها تنها از طریق استخراج انبوهِ مازادِ ایجاد شده توسط کارگران می‌توانند وجود داشته باشند. کارگران از سال 2020 به تعداد بیش از پیش به فقر کشیده شده‌اند تا سود سرمایه‌داران را افزایش دهند. بنابراین، افزایش عظیم سودِ میلیاردرها به فقر و استثمار وحشیانه‌ترِ کارگران بستگی دارد و نتیجه‌ی مستقیم آن است.

پرداخت به کارگران به اصطلاح «دستمزد معیشتی» با سرمایه‌داری ناسازگار است. بنابراین جای تعجب نیست؛ همانطوری که خودِ گزارش آکسفام اشاره می کند، «فقط 0.4 درصد از بیش از 1600 شرکت بزرگ و تأثیرگذار جهان به طور عمومی متعهد به پرداخت دستمزدِ معیشت به کارگران خود هستند».

گزارش آکسفام همچنین رشد چشمگیر انحصارها در دهه‌ی گذشته و نقش انگلی آن‌ها را مشخص می‌کند. در پاسخ، آکسفام به دولت‌ها پیشنهاد می‌کند «انحصارات خصوصی را بشکنند و قدرت شرکت‌ها را محدود کنند» و «دولت‌ها می‌توانند از پرونده‌های ضد انحصاری فعلی، مانند مواردی که علیه آمازون و گوگل در ایالات متحده و اروپا انجام می‌شود، درس بگیرند».

ما مطمئناً می‌توانیم از آن موارد ضد انحصار درس بگیریم: دقیقاً یاد بگیریم که کار نمی‌کنند! درست است که انحصارها سودهای فوق‌العاده ایجاد می‌کنند. با این حال، انحصارها در سرمایه‌داری یک انحراف نیستند: آن‌ها محصول توسعه‌ی آن تا بالاترین مرحله‌ی آن هستند.

کسب‌وکارهای بزرگ‌تر که سود بیشتری دارند و آن‌هایی را که سود کمتری دارند، می‌بلعند. به همین دلیل است که ما شاهد ظهور انحصارها هستیم، همانطور که لنین در کتابِ خود «امپریالیسم بالاترین مرحله‌ی سرمایه داری» توضیح داد.

امپریالیسم همچنین مسئول انتقال جهانی ثروت از کشورهای فقیر به ثروتمندان است. این نه یک پدیدۀ جدید است و نه یک انتخاب سیاسی بلکه نتیجه‌ی اجتناب ناپذیر نظام سرمایه‌داری است.

همان‌طوری که آکسفام و برخی «سوسیالیست‌ها» مانند برنی سندرز پیشنهاد می‌کنند، نمی‌توانیم برای تنظیم سرمایه‌داری به دولت تکیه کنیم. همانطوری که این گزارش اشاره می‌کند، سرمایه‌داران از دولت برای پیش‌برد اهداف خود از جمله لابی برای حذف حقوق کارگران، عقب انداختن حمایت از کار کودکان، اعمال محدودیت بر اتحادیه‌ها و کاهش مالیات بر شرکت‌ها و ثروتمندان استفاده می‌کنند.

همان‌طوری که آنوره دو بالزاک یک بار نوشت: «قوانین؛ تارهای عنکبوت هستند که مگس‌های بزرگ از آن عبور می‌کنند و کوچک‌ها گرفتار می‌شوند.» دولت در نظام سرمایه‌داری برای تضمین حاکمیت سرمایه‌داران وجود دارد.

پیشنهادات ارائه شده در گزارش آکسفام و نامه‌ی «میلیونرهای میهن پرست» کارایی ندارند؛ زیرا به ریشه‌ی اساسی نابرابری که خود نظام سرمایه‌داری است نمی‌پردازند.

انقلاب کمونیستی نه «میلیونرهای میهن پرست»

تدابیری که «سوسیالیست‌های اصلاح طلب و ترسو» یا «میلیونرهای میهن پرست» پیشنهاد می‌کنند، مانند «مالیاتِ «متعادل» ۱.۷ درصدی بر ثروتی بر ۱۴۰ هزار نفر ثروتمند، نشان‌دهندۀ یک افتِ قیمت در مقایسه با آنچه برای مقابله با بحران، در جامعه است.

اقداماتی مانندِ مالیات بر ثروت در نهایت به نفع سرمایه‌داران است. در حالی که آن‌ها به استثمار ما ادامه می‌دهند، بازگرداندن بخش کوچکی از ثروت آن‌ها مانند تلاش برای تخلیه‌ای دریا با قاشق است. چرا سرمایه داران باید همچنان به سود خود براساس کارِ طبقه‌ی کارگر ادامه دهند، در حالی که جامعه از هم می‌پاشد؟

در حالی که باندهای ملی سرمایه‌داران در رقابت دایمی علیه یکدیگر هستند، آنها دایماً سیاستمداران خرید شده، ایالت خود را تحت فشار قرار می‌دهند تا یارانه‌های جدید و کاهش مالیات را برای کمک به رقابت با رقبای خود تحت فشار قرار دهند. هر گونه تلاش برای افزایش مالیات با شورش و فرار سرمایه مواجه خواهد شد.

نابرابری در نظام سرمایه‌داری مشکل توزیعی نیست که دولت سرمایه‌داری به سادگی بتواند آن را حل کند (حتی اگر بخواهد) بلکه مشکل مالکیت ابزار تولید است. تا زمانی‌که سرمایه‌داران به مالکیت بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، کارخانه‌ها، دفاتر و معادن ادامه دهند، ثروت سرمایه‌داران به رشد خود ادامه می‌دهد و بقیه‌ای ما را در خاک رها می‌کند.

همان‌طوری که یک مقاله‌ای فایننشال تایمز نوشت: « سرمایه‌داری از طرفداران آن می‌خواهد که لبه‌های خشن‌تر آن را صاف کنند.» آنچه ما نیاز داریم این نیست که «لبه‌های خشن‌تر» سرمایه‌داری را صیقل دهیم. آنچه ما نیاز داریم، کمونیسم است.

امتیازاتی که طبقه‌ی کارگر در گذشته به‌دست آورده است، مانند به رسمیت شناختن اتحادیه‌های کارگری، با مبارزات شدید طبقاتی به دست‌آمده است: مبارزاتی که اغلب توسط کمونیست‌ها رهبری می‌شد. با این حال، همانطوری که این گزارش اشاره می‌کند «در 10 سال گذشته شاهد «افزایش مداوم نقض حقوق کارگران در مناطق مختلف» بوده است، از جمله نقض گستردۀ حق چانه‌زنی جمعی و همچنین خشونت علیه کارگران و حتی قتل طرفداران اتحادیه‌های کارگری و کارگران.»

این چیزی است که سرمایه‌داری در زوال و پیری خود ارائه می‌دهد.

طبقه‌ی کارگر نمی‌تواند 230 سال صبر کند تا سرمایه‌داری به فقر پایان دهد. تصور این‌که اگر سرمایه‌داری برای کسری از آن زمان به حیات خود ادامه‌ دهد، سخت است که تصور کنیم این سیاره قابل زندگی باقی خواهد ماند. واقعیت این‌است که فقر هرگز در سرمایه‌داری از بین نخواهد رفت، زیرا سرمایه‌داری وابسته به طبقه‌ای کارگر است که چیزی جز فروش نیروی کار خود ندارد.

دنیای بهتر ممکن است؛ اما ما با التماس خرده نان به آن نخواهیم رسید. بلکه ما با در اختیار گرفتن کل نانوایی به آن دست خواهیم یافت. در یک جامعه‌ی کمونیستی، که در آن ثروت هنگفتِ ایجاد شده توسط طبقه‌ی کارگر، توسط زحمتکشان استفاده می‌شود نه کارفرمایان. ما قادر خواهیم بود به جنگ، فقر، بیماری و گرسنگی پایان دهیم. این آینده‌ای است که گرایش بین المللی مارکسیستی برای آن مبارزه می‌کند. اگر این آینده‌ای است که می‌خواهید، پس این حزب شماست، پرچم پیروزی شما: پس همین امروز بپیوندید!