طالبان؛ دشمنی با هنر، هنرمند و شادمانی مردم

زندگی انسانی به شادی، زیبایی و رنگارنگی نیاز دارد. بدون شادی و تنوع، زندگی خسته‌کننده، سنگین و تلخ می‌شود. شادی و زیبایی نه اموری حاشیه‌ای؛ بلکه از عناصر بنیادین زیست انسانی‌اند؛ عناصری که با کرامت انسان، آزادی درونی و احساس معنا در زندگی پیوندی مستقیم دارند. انسان‌ها در طول تاریخ، برای زیستنِ معنادار و لذت بردن از زندگی، گونه‌های مختلفی از هنر را پدید آورده‌اند. موسیقی، آوازخوانی، رقص، نقاشی، طنز، تیاتر، شوخی و دیگر جلوه‌های هنری، بخش جدایی‌ناپذیر زندگی و از نیازهای اساسی هر جامعه‌ی بشری به‌شمار می‌روند. امروزه حتا موسیقی به‌تنهایی به ده‌ها شاخه و سبک گوناگون تقسیم شده است. هر جامعه، موسیقی ویژة خود را خلق کرده، پرورانده و گسترش داده و برخی از این سبک‌ها اکنون به بخشی از فرهنگ جهانی تبدیل شده‌اند.

گفتمان سوسیالیستیمطالب رسیده

نویسنده: صمیم آزاد

مقدمه

زندگی انسانی به شادی، زیبایی و رنگارنگی نیاز دارد. بدون شادی و تنوع، زندگی خسته‌کننده، سنگین و تلخ می‌شود. شادی و زیبایی نه اموری حاشیه‌ای؛ بلکه از عناصر بنیادین زیست انسانی‌اند؛ عناصری که با کرامت انسان، آزادی درونی و احساس معنا در زندگی پیوندی مستقیم دارند. انسان‌ها در طول تاریخ، برای زیستنِ معنادار و لذت بردن از زندگی، گونه‌های مختلفی از هنر را پدید آورده‌اند. موسیقی، آوازخوانی، رقص، نقاشی، طنز، تیاتر، شوخی و دیگر جلوه‌های هنری، بخش جدایی‌ناپذیر زندگی و از نیازهای اساسی هر جامعه‌ی بشری به‌شمار می‌روند. امروزه حتا موسیقی به‌تنهایی به ده‌ها شاخه و سبک گوناگون تقسیم شده است. هر جامعه، موسیقی ویژة خود را خلق کرده، پرورانده و گسترش داده و برخی از این سبک‌ها اکنون به بخشی از فرهنگ جهانی تبدیل شده‌اند.

هنر تنها ابزار سرگرمی نیست؛ هنر زبان بیان احساس، اندیشه و تجربه‌ی انسانی است و نقشی اساسی در شکل‌گیری هویت فرهنگی، حافظه‌ی جمعی و انتقال تجربه‌های تاریخی ایفا می‌کند. از همین رو، هنر همواره با آزادی بیان و امکان طرحِ روایت‌های مستقل پیوند داشته است. شادیِ جمعی نیز صرفاً یک احساس فردی نیست؛ بلکه می‌تواند عاملی برای همبستگی اجتماعی، امید و مقاومت در برابر سلطه و ترس باشد. به همین دلیل، در نظام‌های ایدئولوژیک و سرکوبگر، شادی و هنر اغلب به اموری «خطرناک» تبدیل می‌شوند.

با وجود آن‌‌که هنر و شادمانی لازمه‌ی زندگی انسانی‌اند، جریان‌های متحجر، واپس‌گرا و ضد شادمانی مردم، همواره مخالف سرسخت هنر، شادی و لذت‌بردن انسان‌ها از زندگی بوده‌اند. این جریان‌ها می‌کوشند به هر شیوه‌ای ـ از تبلیغ و تحقیر و مغزشویی گرفته تا تهدید و زورـ از گسترش هنر، شادمانی و بهره‌مندی مردم از زندگی جلوگیری کنند. در چنین نظام‌هایی، ترس، اندوه و اطاعت جایگزین شادی، خلاقیت و آزادی می‌شود. دشمنی با هنر و شادی، در این چارچوب، نه صرفاً برخاسته از یک برداشت دینی خاص؛ بلکه بخشی از سازوکار کنترل اجتماعی و حفظ سلطه است.

طالبان یکی از بارزترین نمونه‌های چنین جریاناتی است. این گروه از آغاز تاکنون، شادی را قدغن کرده و با هنر و هنرمند دشمنی ورزیده است؛ دشمنی‌ای که به ممنوعیت، سرکوب، تهدید و حذف سیستماتیک جلوه‌های گوناگون هنر انجامیده است. در این مقاله تلاش می‌شود این خصومت طالبان با هنر، هنرمند و شادمانی مردم، به‌صورت دقیق‌تر و در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن بررسی و تحلیل شود.

چرا هنر برای طالبان تهدید است؟

طالبان از شادی، هنر و لذت‌جویی مردم از زندگی به‌شدت هراس دارند. زیرا این امور می‌توانند مردم را از سبک زندگی تحمیلیِ اسلامی که طالبان تبلیغ می‌کنند فاصله دهند، به دستورها و امر و نهی‌های آنان بی‌اعتنا کنند و به‌تدریج فرهنگ دینی مبتنی بر گناه، ترس و اجبار را سست نماید.

طالبان و دیگر گروه‌های اسلام‌گرا نمایندگان فرهنگی مبتنی بر غم، اندوه، تقلید و اطاعت کورکورانه‌اند. آن‌ها هرگونه نشاط و خلاقیت جمعی را تهدیدی مستقیم علیه سلطه‌ی خود می‌دانند و تلاش می‌کنند آن را محدود کنند.

هنر نه تنها سرگرمی نیست؛ بلکه زبان بیان احساس، تجربه و اندیشه انسانی است. توانایی هنر در ارائه‌ی روایت‌های بدیل، به‌ویژه روایت‌هایی از آزادی، عشق، شادی و نقد اجتماعی، برای طالبان خطرناک است. آوازخوانی، رقص، موسیقی، تیاتر، نقاشی و دیگر جلوه‌های هنریـ چه توسط زنان و چه مردانـ توانایی ایجاد فردیت، تفکر مستقل و هویت فرهنگی را دارند؛ اموری که با جمعی مطیع و ترسان ناسازگارند.

رقص و موسیقی با کنترل بدن و احساسات انسان سروکار دارند. طالبان با کنترل حرکت، صدا، پوشش و رفتارهای بدنی می‌کوشند توانایی افراد بر جسم و ذهن خود را محدود کنند. از همین رو، حتا هنر مردانه نیز تهدیدی برای نظم مورد نظر آنان محسوب می‌شود. همچنین شادی جمعی نوعی «تمرین آزادی» است؛ افرادی که شادی، خنده و خلاقیت را تجربه می‌کنند، سخت‌تر به اطاعت کورکورانه تن می‌دهند.

طالبان برای حفظ «بازار دین‌فروشی» خود، نیازمند جامعه‌ای مطیع، بی‌سواد، ناآگاه و ترسو هستند؛ مردمی که فرمان‌های آنان را بدون چون و چرا بپذیرند و هرگونه سرپیچی را گناه بدانند. از این رو، آنان می‌کوشند مانع گسترش دانش مدرن، آگاهی انتقادی و هنر شوند. هنر، شادی و لذت‌جویی مردم، آنان را با واقعیت زندگی و محدودیت‌های ایدئولوژیک روبه‌رو می‌کند و خطر کاهش کنترل و سلطه‌ی طالبان را به‌همراه دارد. به بیان دیگر، دشمنی طالبان با هنر و شادی، نه صرفاً مقابله با «لذت» یا سرگرمی؛ بلکه ابزاری برای سرکوب آزادی، آگاهی و زندگی انسانی است.

ممنوعیت موسیقی

طالبان در دورة نخست حاکمیت خود (۱۹۹۶–۲۰۰۱) با هر نوع هنر و آلات هنری دشمنی آشکار داشتند. سینما، تئاتر و نقاشی به‌طور کامل ممنوع بود و بسیاری از آلات هنری توسط طالبان شکسته می‌شدند. هنرمندان نیز از ترس مجبور به فرار از کشور می‌شدند. در آن زمان، شبکه‌های اجتماعی و اینترنت وجود نداشت و مردم موسیقی را عمدتاً از طریق رادیو و دستگاه تیپ گوش می‌دادند؛ کاسِت‌ها در این دستگاه‌ها قرار می‌گرفتند و موسیقی شنیده می‌شد. طالبان هم تیپ‌ها و هم کاسِت‌ها را می‌شکستند و افرادی که به موسیقی گوش می‌دادند را مجازات می‌کردند. نگارنده در سال ۱۹۹۸ شخصاً در ایست بازرسی طالبان در قندهار مشاهده کرد که تعداد زیادی کاسِت از مسافران شکسته شده بود.

بعد از به قدرت رسیدن دوبارة طالبان، این گروه به هنرستیزی و هنرمندستیزی خود ادامه داده و می‌دهد. هنرمندانی چون صحرا کریمی، آریانا سعید، وجیهه رستگار، فرید رستگار، وحید قاسمی و صدها هنرمند دیگر از ترس طالبان مجبور به فرار از کشور شدند.

محصلین و استادان انستیتوت موسیقی ملی افغانستان همراه با خانواده‌هایشان روز دوشنبه، ۱۳ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۲ قوس ۱۴۰۰)، به پرتگال منتقل شدند.

صدای آمریکا در این مورد گزارش داد: «این گروه ۲۷۳ نفری، که شامل ۱۵۰ محصل می‌شود، از دوحه، پایتخت قطر، به لیسبون، پایتخت پرتگال منتقل شدند. محصلین، استادان و اعضای خانواده‌های آنان، ظرف شش هفته بین ماه‌های اکتبر و نوامبر، توسط شش پرواز افغانستان را ترک کرده بودند.»

قتل و سرکوب هنرمندان

طالبان هم دشمن هنر است و هم دشمن هنرمندان. با ممنوع‌ساختن هنر و فعالیت‌های هنری، این گروه زمینه‌ی حذف نظام‌مند هنرمندان را فراهم کرده است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری ناچار به فرار شدند و آنانی که به دست طالبان افتادند، مورد آزار، تحقیر و خشونت قرار گرفتند و شماری نیز جان خود را از دست دادند. از جمله:

۱. نظر محمد، معروف به «خاشهِ جوان» کمدین محبوب مردم قندهار، در ۲۱ جولای ۲۰۲۱ توسط نیروهای مسلح طالبان از قریه‌اش دستگیر شد. او مورد تحقیر، بی‌حرمتی و شکنجه قرار گرفت و سپس تیرباران شد. از نظر طالبان، جرم «خاشهِ جوان» این بود که با طنزپردازی خود، سیاستمداران، فرماندهان محلی و طالبان را نقد می‌کرد، مردم را می‌خنداند و شادی می‌بخشید.

در فیلم منتشرشده، یکی از افراد طالبان از خاشه می‌پرسد: «کجا دستگیر شدی؟» خاشه در پاسخ می‌گوید: «روز عید در خانه‌ام». در ادامه، وقتی می‌خواست حرف دیگری بزند، یکی از افراد مسلح به صورتش سیلی می‌زند و می‌گوید: «خفه شو!».

۲. عبدالله عاطفی: در ۴ آگوست ۲۰۲۱ (۱۳ اسد ۱۴۰۰) طالبان عبدالله عاطفی، شاعر و مورخ افغانستانی، را از خانه‌اش در ولسوالی چوره ولایت ارزگان دستگیر و تیرباران کردند. در همان زمان، طلوع نیوز گزارش داد: «محمد عمر شیرزاد، والی ارزگان، از کشته شدن عبدالله عاطفی، شاعر و مورخ این ولایت، از سوی طالبان خبر داد. او افزود که عبدالله عاطفی شب گذشته از خانه‌اش در ولسوالی چورة این ولایت بیرون کشیده شد و پس از شکنجه به قتل رسید.»

۳. عبدالله فواد اندرابی: در جمعه، ۲۷ آگوست ۲۰۲۱ (۵ سنبله ۱۴۰۰) نیروهای مسلح طالبان فواد اندرابی، خوانندۀ موسیقی محلی را از خانه‌اش در روستای کیشن‌آباد اندراب بیرون کشید و به قتل رساندند.

صدای آمریکا در همان زمان گزارش داد: «جواد انداربی، پسر فواد اندرابی، به اسوشیتد پرس گفت که طالبان پیش از این منزل آنان را تلاشی کرده بودند و حتا با آقای انداربی چای نیز نوشیده بودند؛ اما روز جمعه، ۲۷ اوت «چیزی تغییر کرد» و پدرش را کشتند.»

سرکوب موسیقی و شادی مردم

طالبان هم شنیدن موسیقی توسط مردم را ممنوع اعلام کرده‌اند، هم پخش آن را در عروسی‌ها و مراسم شادی قدغن نموده و هم متخلفان را مورد خشونت قرار داده و می‌دهند. با این حال، بسیاری از مردم به این دستور چندان اهمیت نداده و همچنان در مراسم عروسی و جشن‌های خانوادگی موسیقی پخش می‌کنند. در واکنش، طالبان در شماری از مناطق علیه پخش‌کنندگان موسیقی و شرکت‌کنندگان مراسم شادی دست به خشونت زده‌اند که حوادث دردناکی به همراه داشته است. از جمله:

۱. در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۱ نیروهای مسلح طالبان به یک مراسم عروسی در ولسوالی سرخ‌رود ولایت ننگرهار حمله کردند و جشن شادی مردم را به ماتم بدل ساختند. در همان زمان، بی‌بی‌سی در گزارشی نوشت: «منابع محلی گفتند که در حمله شب گذشته افراد منسوب به طالبان به یک جشن عروسی در ولسوالی سرخ‌رود ننگرهار، دست‌کم دو نفر کشته و ۱۰ تن دیگر، از جمله چهار کودک، زخمی شدند. این رویداد زمانی رخ داد که در مراسم «شب حنابندان» موسیقی پخش می‌شد و افراد طالبان تلاش کردند جلوی آن را بگیرند. پس از درگیری لفظی با مردم محلی، آنان دست به تیراندازی زدند که تلفات برجا گذاشت.»

۲. در ۲ سپتامبر ۲۰۲۱ (۱۱ سنبله ۱۴۰۰) خبرگزاری شهروند گزارش داد که شش تن به اتهام پخش و شنیدن موسیقی در یک مجلس ختنه‌سوری در ولایت بلخ از سوی طالبان بازداشت شدند. این خبرگزاری نوشت: «منبع می‌گوید که امروز شنبه (۱۱سنبله/ ۲ سپتامبر) محتسبان ریاست امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر طالبان استان بلخ، شش تن را به جرم نواختن و شنیدن موسیقی، از ناحیه‌ی نهم شهر مزار شریف بازداشت کرده‌اند.

عبدالرحمن حنیف، سخن‌گوی ریاست امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در استان بلخ گفته است که این افراد شب گذشته از یک مجلس «ختنه‌سوری» بازداشت و برای تحقیقات بیش‌تر به ریاست امربه‌معررف و نهی‌ازمنکر استان بلخ منتقل شدند.»

۳. در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۱ (۲۰ عقرب ۱۴۰۰ شمسی) نیروهای مسلح طالبان یک جوان به نام «وحیدالله» را در روستای «زرگران» ولسوالی اشکاشم ولایت بدخشان، به جرم گوش دادن به موسیقی تیرباران کردند. روزنامه ۸ صبح گزارش داد: «منابعی در ولایت بدخشان می‌گویند که طالبان یک جوان ۱۹ ساله را به جرم گوش دادن به موسیقی، به رگبار بستند. این منابع به روزنامه‌ی ۸ صبح گفته‌اند که این رویداد روز سه‌شنبه، هفدهم عقرب، در روستای «زرگران» ولسوالی اشکاشم ولایت بدخشان رخ داده است. جوان کشته شده وحیدالله نام داشت و به‌تازگی از مکتب فارغ شده بود.»

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که طالبان حتی شادی‌ها و جشن‌های خانوادگی و سنتی را تحمل نمی‌کنند و موسیقی را به‌مثابه‌ی «جرم» تعریف می‌کنند. سرکوب موسیقی و نشاط جمعی، ابزاری برای اعمال خشونت، ایجاد ترس و تحمیل سبک زندگی ایدئولوژیک بر جامعه است و آزادی‌های فردی و جمعی مردم را محدود می‌کند.

تخریب آلات موسیقی

گروه طالبان نه تنها دشمن هنرمندان است؛ بلکه دشمن سرسخت آلات موسیقی نیز محسوب می‌شود. این گروه آلات موسیقی را شیطانی و عاملی برای گناه، فساد اخلاقی و گمراهی مردم می‌داند و به همین دلیل آن‌ها را می‌شکند. از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ تاکنون، ده‌ها هزار آلات موسیقی توسط طالبان نابود شده‌اند.

وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان اطلاع داد که تنها در عرض یک سال، ۲۱ هزار و ۳۲۸ آلت موسیقی را تخریب یا آتش زده است. به گزارش تلویزیون آمو: «وزارت امر به معروف طالبان می‌گوید که در یک سال گذشته، ۲۱ هزار و ۳۲۸ آلت موسیقی را در سراسر افغانستان از بین برده است.» (۳۰ اسد ۱۴۰۳ / ۲۰ آگوست ۲۰۲۴ میلادی)

این سرکوب تنها محدود به نابودی آلات موسیقی نیست؛ بلکه وسیله‌ای برای سرکوب شادی، نشاط جمعی و خلاقیت فردی است.

تخریب آثار تاریخی و هنری

آثار تاریخی، مانند کاخ‌ها، مساجد، کاشی‌کاری‌ها، نقاشی‌های دیواری، مجسمه‌ها، سفال‌ها و طلا و نقره‌کاری‌ها، به دلیل ارزش زیبایی‌شناسانه و خلاقیت انسانی، جزو از هنر محسوب می‌شوند. گروه طالبان همواره مخالف سرسخت حفظ آثار تاریخی بوده و هست. در دور نخست حاکمیت خود، این گروه بخشی از آثار تاریخی کشور را سیستماتیک تخریب کرد که تخریب بت‌های بامیان در سال ۱۹۹۸ یکی از معروف‌ترین نمونه‌ها است. طالبان برای توجیه تخریب بت‌های بامیان استدلال می‌کردند که پیامبر اسلام بت‌شکن بوده و بت‌های شهر مکه را از میان برداشته است؛ بنابراین، به‌زعم آنان، انفجار بت‌های بامیان اجرای «سنت پیامبر» محسوب می‌شد.

در این‌که تخریب آثار تاریخی و نمادهای پیشااسلامی توسط طالبان ریشه در سنت منسوب به محمد دارد، تردید جدی‌ای باقی نمی‌ماند. در منابع معتبر اسلامی به‌صراحت روایت شده است که محمد پس از فتح مکه، بت‌های موجود در کعبه را ـ که شمار آن‌ها ۳۶۰ بت ذکر شده ـ تخریب کرد. این اقدام نه‌تنها به‌عنوان یک واقعه تاریخی ثبت شده؛ بلکه در سنت اسلامی به‌مثابه‌ی رفتاری دینی و الگویی مشروع معرفی شده است. طالبان نیز با استناد به همین روایات، تخریب آثاری چون بت‌های بامیان را «اجرای سنت پیامبر» دانسته و آن را توجیه شرعی، کرده‌اند. از جمله به منابع زیر توجه فرمایید:

۱. «از مجاهِد، از ابو مَعمَر روایت است که عبدالله (ابن مسعود)... گفت: پیامبر... در روز فتح، به مکه درآمد در حالی‌که پیرامون خانه (کعبه) سیصد و شصت بُت بود. آن حضرت با چوبی که در دست داشت بتان را می‌زد و می‌گفت: «حق آمد و باطل رفت.» «حق آمد و باطل آغاز نمی‌شود و پس نمی‌آید.» (صحیح البخاری، جلد ۴، حدیث ۴۲۸۷، ص ۵۹۲)

۲. «از عبدالله... روایت است رسول خدا... وارد مکه شد؛ در حالی که در اطراف کعبه سیصد و شصت بت قرار داشت. رسول خدا... بت‌ها را با چوب دستی خود می‌زد و این آیه را می‌خواند: «حق آمد و باطل نابود شد. آری، باطل همواره نابود شدنی است.» (صحیح مسلم، جلد ۳، حدیث ۱۷۸۱، باب ۳۲- پاک کردن کعبه از لوث بت‌ها، ص ۲۸۲)

گروه طالبان در دور دوم حاکمیت خود نیز با استناد به «سنت محمد» به تخریب آثار تاریخی و تندیس‌ها ادامه داده است. در براساس گزارش بی‌بی‌سی فارسی، در ۲۰ جولای ۲۰۲۱، طالبان در «ولسوالی کشم» ولایت بدخشان، مجسمه‌های اسب‌ها را به‌طور کامل ویران کردند.: «احمد بشیر صمیم، والی بدخشان می‌گوید که صبح امروز، دوشنبه (۲۸ سرطان/تیر)، افراد مربوط به گروه طالبان مجسمه‌های اسب‌ها را در میدان مرکزی ولسوالی کشم ولایت بدخشان در شمال‌شرق افغانستان کاملاً تخریب کرده‌اند.»

علاوه بر ویران کردن مجسمه‌های اسب‌ها در بدخشان، طالبان در ۲۸ آگوست ۲۰۲۱ تندیس «شیرین هزاره»، را در ولایت دایکندی منفجر کردند. در این باره، تلویزیون بامیان چنین گزارش داد: «گروه طالبان مجسمه "شیرین هزاره" را در ولایت دایکندی تخریب و منهدم کردند. در سال ۱۳۹۶ خورشیدی، یک پارک تفریحی در منطقه زوجوک ولسوالی شهرستان این ولایت به نام شیرین هزاره ساخته شده بود.»

ممنوعیت تیاتر، فیلم و سینما

طالبان دشمن آشکار تیاتر، فیلم و سینما بوده و این شاخه‌های مهم هنر نمایشی را به‌طور سیستماتیک ممنوع کرده‌اند. در دور نخست حاکمیت طالبان (۱۹۹۶–۲۰۰۱) نمایش فیلم و تلویزیون به‌کُلی قدغن بود؛ دستگاه‌های تلویزیون و ویدیو شکسته می‌شد و سینماها تعطیل گردیدند.

در دور دوم حاکمیت طالبان، هرچند بسیاری از خانواده‌ها تلویزیون در خانه دارند و این گروه به‌صورت مستقیم با خودِ دستگاه‌های تلویزیون برخورد نمی‌کند؛ اما پخش فیلم، سریال و برنامه‌های نمایشی از شبکه‌های تلویزیونی ممنوع شده است. افزون بر این، طالبان تئاتر و سینما را نیز به‌طور کامل ممنوع اعلام کرده‌اند؛ در نتیجه، بسیاری از کارمندان «افغان‌فیلم» و فعالان عرصه‌ی سینما و هنرهای نمایشی ناگزیر به ترک کشور شده‌اند.

تمامی سینماها در افغانستان بسته شده‌اند و نشانه‌های روشن نابودی زیرساخت‌های سینمایی نیز دیده می‌شود. در همین راستا، به‌تازگی ساختمان تاریخی «سینما آریانا» در کابل توسط طالبان تخریب شد و شهرداری کابل اعلام کرد که به‌جای آن یک مجتمع تجاری ساخته خواهد شد. در این باره، بی‌بی‌سی چنین گزارش داده است: «حکومت طالبان سینما آریانا، یک سینمای مشهور و تاریخی در کابل را که برای دهه‌ها میزبان دوستداران فیلم بود، به‌منظور ساخت یک مرکز خرید تخریب کرده است.»
(بی‌بی‌سی، ۲۰ دسامبر ۲۰۲۵)

تیاتر و سینما فقط وسیله‌ی سرگرمی نیستند؛ این هنرها راهی برای روایت زندگی مردم، بیان دردها و نقد وضعیت اجتماعی‌اند. طالبان با ممنوع‌کردن تیاتر، فیلم و سینما، می‌خواهند صدای مردم خاموش شود و هیچ تصویری از رنج، بی‌عدالتی و خشونت به نمایش درنیاید. از نگاه طالبان، فیلم و تیاتر می‌توانند مردم را به فکر و پرسش وادارند و همین امر برای حاکمیتی که بر ترس و اطاعت استوار است، خطرناک است. تخریب سینماهای تاریخی نشان می‌دهد که طالبان نه‌تنها با هنر امروز؛ بلکه با حافظه‌ی‌ فرهنگی و گذشته‌ی هنری جامعه نیز دشمنی دارند.

تخریب آثار موزه و گالری‌ها

تابلوهای نقاشی، پوسترها، خوشنویسی‌ها، عکس‌ها و آثار گرافیکی نیز بخشی از هنرهای تجسمی‌اند. این آثار حاصل خلاقیت انسانی‌اند و کارکردشان فقط تزئینی نیست؛ بلکه حامل معنا، پیام فرهنگی، اجتماعی و زیبایی‌شناسانه هستند.

طالبان تنها به ممنوع‌کردن موسیقی و هنرهای نمایشی بسنده نکرده‌اند؛ بلکه آثار هنری و تاریخی موجود در موزه‌ها و گالری‌ها را نیز هدف قرار داده‌اند. پس از به‌قدرت‌رسیدن دوبارۀ طالبان، بسیاری از گالری‌های هنری بسته شدند و شماری از هنرمندان مجبور شدند آثار خود را پنهان یا نابود کنند. آثار نقاشی، مجسمه‌ها و تابلوهایی که تصویر انسان، زن یا موضوعات اجتماعی داشتند، از نظر طالبان «غیراسلامی» تلقی شده و تحمل نشدند.

در مواردی، نیروهای طالبان وارد گالری‌ها و مراکز هنری شدند و تابلوها را پایین کشیدند، پاره کردند یا دستور دادند که دیگر به نمایش گذاشته نشوند. همچنین گزارش‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد برخی آثار موزه‌ای و فرهنگی، به‌ویژه آثاری که جنبه‌ی تصویری و هنری داشتند، آسیب دیدند یا از ترس تخریب، به انبارها منتقل شدند. رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی، طلوع‌نیوز و دیگر نهادهای خبری بارها گزارش داده‌اند که فضای فرهنگی و هنری افغانستان پس از بازگشت طالبان عملاً تعطیل شده و موزه‌ها و گالری‌ها یا بسته‌اند یا فعالیت‌شان به‌شدت محدود شده است.

این اقدامات نشان می‌دهد که طالبان نه‌تنها با هنر زنده و معاصر دشمنی دارند؛ بلکه با میراث هنری و حافظه‌ی فرهنگی جامعه نیز سر ناسازگاری دارند. تخریب یا حذف آثار موزه‌ای و گالری‌ها در واقع تلاشی برای پاک‌کردن تاریخ بصری، هویت فرهنگی و روایت‌های غیرایدئولوژیک از جامعه افغانستان است.

نتیجه‌گیری

طالبان دشمن آشکار شادی، هنر، خلاقیت، زیبایی و لذت بردن مردم از زندگی است. از آغاز تاکنون، این گروه با موسیقی، هنرهای نمایشی و سایر جلوه‌های هنری دشمنی کرده و بسیاری از این فعالیت‌ها را سرکوب نموده است. سینماها بسته شده و سینما آریانا تخریب شده است، پخش فیلم‌ها و سریال‌ها از شبکه‌های تلویزیونی ممنوع گشته، موسیقی و کنسرت‌ها قدغن شده و تئاتر و هنرهای نمایشی ممنوع اعلام شده‌اند. هنرمندان بارها مورد تحقیر، آزار و خشونت قرار گرفته و برخی از آنان به قتل رسیده‌اند.

طالبان و هم‌کیشان‌شان در تلاش‌اند تا جامعه‌ای در تاریکی و محدودیت بسازند؛ جامعه‌ای که در آن مردم از شادی، موسیقی، سرگرمی و خلاقیت محروم باشند. از دیدگاه آنان، شادی و هنر گناه‌آور و مفسد اخلاقی است و باید سرکوب شوند. این گروه می‌خواهد فرهنگ غم، اندوه، گناه، تقلیدِ کورکورانه و چاپلوسی را در جامعه حاکم سازد.

در مقابل، از نگاه انسان‌های آزادی‌خواه و برابری‌طلب، هنر و شادی بخش حیاتی زندگی انسانی است. جامعه‌ای که در آن هنر، موسیقی، فیلم، سینما، تئاتر، نقاشی و دیگر جلوه‌های هنری محدود یا ممنوع باشد، جامعه‌ای بسته، تاریک، پر از اندوه و خسته‌کننده است که مردم آن در معرض آسیب‌ها و بیماری‌های روانی قرار می‌گیرند.

این وضعیت ضرورت نقد جدی، مستند و علمی، مذهب و جریانات مذهبی را بیش از پیش آشکار می‌سازد. باید برای جامعه‌ای مبارزه کرد که در آن هر نوع هنر آزاد باشد، شادی و نشاط جزو جدایی‌ناپذیر زندگی مردم باشد و افراد بتوانند بدون ترس از سرکوب و محدودیت، از زندگی و هنر لذت ببرند.